روز تولد شیوا خانوم داشت میرسید منم که حساس... خلاصه با علی دوستم رفتیم واسه خرید کادو نمی دونستم چی بخرم واقعا؟! پیش خودم گفتم هر چی که بخرم ممکنه شیوا ازش زیاد داشته باشه. و در ضمن اندازه نباشه یا اصلا خوشش نیاد.
بالاخره این جرقهه کار خودشو کرد و من تصمیم گرفتم ساعت بخرم. داخل کلی ساعت فروشی رفتم تا یه ساعت قشنگ و لوکس را انتخاب کردمو خریدم.
بدش رفتم یه کارت پستال خوشملم خریدم و با علی رفتیم واسه تدارک شام شب تولد... یه رستوران باحال خودم سراغ داشتم که جوجه هاش حرف نداشت خلاصه رفتیم و همه چیز را ok کردیم.
شبم من لباسای پلوخوریم را پوشیدم و در مورد اینکه می خوائیم شب بریم بیرون نه علی به ندا حرفی زد و نه من به شیوا گفتم که علی و ندا میخوان بیان و خلاصه کلی سورپرایز بازی از خودمون درآوردیم. من زنگ زدم به شیوا و قرار را گذاشتم جلوی همون رستوران. شیوا خانومم طبق معمول سر قرار حاضر شدن منم سر راه یه شاخه گل رز قرمز به نشونه عشقم به شیوا خریدم و شنگول رفتم سر قرار. خلاصه با شیوا رفتیم و سر میز شام نشستیم. خانومه اومد سفارش بگیره که من مجبور شدم بگم منتظر کسی هستم...
شیوا هم یه دفعه مثل اینا که جن دیدن گفت کی؟؟ مگه کسی قراره بیاد؟؟
منم گفتم بهله قراره کلی مهمون بیان و این میزای خالی رو پر کنن...
خلاصه یه چند دقیقه نشتم و دیدم خبری ازین علی گور به گوری رفته نشد و یواش یواش اخمای شیوا خانوم داشت تو هم میرفت!!
منم که حساس... خون خونم را داشت میخورد! خلاصه با کلی تلفن زدن علی آقا با ندا خانوم تشریف آوردن و با هم همگی سر یه میز نشستیم. و شیوا خانومم که حساس شروع به باز کردن کادوها کردن این ندا خانوم شیطونم که اولش گفته بود شرمنده ما خبر نداشتیم.. کادو نخریدیم... از تو کیف علی آقا یه دفعه که کادو درآوردن و سر میز گذاشتن. کادوی علی اینا دو تا کتاب با نمک بود که اسمشون را الان یادم نیست!
بعد از انتخاب خانوم ها و آقایون محترم شام حاضر شد.
امان از دست این دخترای شیطون! این ندا خانوم با علی آقا رفتن سالاد بار که سالاد بردارن که این ندا خانومشون یاد بچگی ها کردن و یه دلستر را که وسط میز بود کف رفتن و داخل کوله علی آقا جاساز کردن. خلاصه اون شب شانس آوردیم کسی نفهمید!!
شب من شیوا را رسوندم در خونشون و علی اینا هم با ماشین ندا رفتن خونه هاشون.
این شبم خیلی خوش گذشت؛ جای همگی خالی...
اما نمی دونم چرا حس میکردم به شیوا اون شب مثل من خوش نگذشت؟!

