تبليغاتX
وبلاگ ستاره سهیل - کلبه من و شیوا...
وبلاگ سهیل و شیوا
یادش بخیر اون روزای زمستونی...

من شیوا چه عالمی با هم داشتیم...

تو اون روزای سرد زمستونی دستای گرم همدیگر را میگرفتیم و توی اون سرمای شدید از گرمای عشق همدیگه تنمون سرمایی دیگه حس نمیکرد. یاد اون روزا بخیر.

عکس زیر هم تقدیم میکنم به شیوا خانوم به یاد اون روزای زمستونی و بهش میگم: زود برگرد عزیزم که جات خیلی خالیه... (به کسی نگی ها آخه حسود زیاده: شیوا جونم دوستت دارم)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 2:10 قبل از ظهر  توسط سهیل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نوشته های یک عاشق دلسوخته برای یارش...

نوشته های پیشین
تیر 1387
فروردین 1385
اسفند 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 





Powered by WebGozar