تبليغاتX
وبلاگ ستاره سهیل - سلامی دیگر...
وبلاگ سهیل و شیوا
با سلام خدمت همه دوستان بخصوص شيوا خانوم؛
آلان يه 4-3 روزه که ديگه به شيوا زنگ نزدم. خيلي دوست داشتم زنگ بزنم اما مطمئنم که با بي توجهي و تحقير اون مواجه خواهم شد. آخه يک هفته پيش بود که بهش گفتم: شيوا ازت خواهش ميکنم برگرد سر زندگيت.
اما اون خنديد و گفت نه. گفتم يعني ديگه هيچ راهي نيست! اون گفت: نه! هر دفعه ديگه هم که زنگ زده بودم با کلماتي همچون "به تو مربوط نيست". "برام مهم نيست". "به من چه" و از اينجور حرفها مواجه شدم.
ديگه واقعا نمي دونم چه کار کنم. با اينکه دوستش دارم اما ديگه نمي تونم بيشتر از اين تحقير را تحمل کنم! آخه براي منم که دختر قحط نيست که داره اينطوري تحقيرم ميکنه! اصلا مگه من چه کمبودي دارم، مگه چه کار کردم.
اشکال من تحقيق کردن بوده؟! که اينم حق من بوده که بفهمم با چه کسي قراره زندگي کنم! اونم اگه فهم اينو داشت بايد ميفهميد که من کار اشتباهي نکردم!
آره قبول دارم يه حرفهايي و تهديد هايي هم کردم بعد اينکه اين حرفها را در موردش شنيدم؛ اما بخدا فرداش تکذيب کردم و معذرت خواهي کردم ازش اما خب عصباني بودم، اونم نه به خاطر حرفهايي که درباره اش شنيده بودم بلکه بخاطر حرفي که در مورد اينکه "بايد منو فراموش کني" زده بود!
خيلي برام سخت بود بعد اين همه علاقه و وابستگي بشنوم که "برو ديگه دوستت ندارم و منو فراموش کن!"
به هر حال اميدوارم هر چه زودتر متوجه اشتباهش بشه!
يه طورايي هم حدس ميزنم که داره ميره تهران بعد از عيد؛ فکرم ميکنم براي هميشه داره ميره... واسه همينم شعر زير را تقديمش مي کنم و بازم ميگم: "شيوا خانوم دوستت دارم"


غصه نخور مسافر...

غصه نخور مسافر، اينجا ما هم غريبم
از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم

فرقي نداره بي تو بهارمون با پائيز
نميبيني که شعرام همه شدن غم انگيز

غصه نخور مسافر، اونجا هوا که بد نيست
اينجا ولي آسمون، اشک ريختنم بلد نيست

غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت
فداي برق ناز اون چشماي قشنگت

غصه نخور مسافر تلخ هواي دوري
من که اينو ميدونم که تو چقدر صبوري

غصه نخور مسافر بازم ميايي به زودي
ما را بگو چه کرديم از وقتي تو نبودي

غصه نخور مسافر، غصه اثر نداره
از دل تو ميدونم هيچکي خبر نداره

غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند
ارديبهشت که ميشه تو برميگردي، لبخند

غصه نخور مسافر هميشه اينجوري نيست
هميشه که عزيزم راهت به اين دوري نيست

غصه نخور مسافر تولد دوباره
غصه نخور مسافر؛ غصه نخور ستاره

غصه نخور مگه تو کنار دريا نيستي
من چشم به رات ميمونم، ببين تو تنها نيستي

غصه نخور مسافر، غصه کار گناه نيست
سفر يه امتحانه، بجون تو بلا نيست

غصه نخور مسافر، تو خود آسموني
در آرزوي يه روزي، که بيايي و بموني

(شعر از: مريم حيدر زاده)

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط سهیل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نوشته های یک عاشق دلسوخته برای یارش...

نوشته های پیشین
تیر 1387
فروردین 1385
اسفند 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 





Powered by WebGozar