![]() |
![]() |
|
| وبلاگ سهیل و شیوا |
|
بوسه بزن تو چشم من، چشام که خواب ندارن براي رد پاي تو هميشه جاي دارن
پرسه بزن تو ياد من، که دل خوشم به يادت چه کار کنم؟ دل عاشق، دل بدجوري ميخوادت نگاهتُ از من نگير شب بي ستاره ميشه مهتاب زده، چادر شب بدجوري بيچاره ميشه بيا که پل بسته برات دستاي من، گذر مکن ستاره خيال من با من شب سحر کن *** غزل چشم سياهت شبِ يلدام چراغون ميکنه يه چيزي داره نگاهت، منو تا معجزه مهمون ميکنه دست تو محفل ياس، روي التماس گونه هاي من شونه هات محرم با من، شرم گريه هامو پنهون ميکنه چه کنم؟ شب که سر و صداها کمرنگ ميشه بيشتر از رويا دلم براي تو تنگ ميشه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 8:29 بعد از ظهر توسط سهیل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
نوشته های یک عاشق دلسوخته برای یارش...
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 فروردین 1385 اسفند 1384 |
|
RSS
|